خط هدف

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد....

خط هدف

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد....

بایگانی

۳ مطلب در آبان ۱۳۸۹ ثبت شده است

بیدار شوی یا نه، زمان می گذرد

.

بیدار شوی یا نه، روزها از پی هم از راه می رسند

.

بیدار شوی یا نه، عمرت، به سرعت برق و باد سپری می شود

.

بیدار شوی یا نه، وقت تمام می شود و آن لحظه فرا می رسد...؛

.

زمان برای تو نمی ایستد، این تویی که باید خودت را در گذر سریع زمان هوشیار نگاه داری؛ پس بیدار شو....

.

......................................

.

پ.ن. چند وقت پیش، تو همین حال و هوای "کاش زمان به عقب باز می گشت"، یه پیامک از یه شماره که نمیشناختم، دریافت کردم که می گفت:

"شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت، اما می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت...."

انسان همیشه به چیزی میرسه که قدرش رو بدونه.

تا قدر چیزی رو ندونی و اون چیز حقیقتا برات بسیار مهم نباشه، لیاقت رسیدن بهش رو پیدا نمی کنی

می گفت:

"اگه فقط تو زندگی با خودم لج نکرده بودم...

اگه راه رفته رو چندباره بر نمی گشتم...

اگه با دست خودم ساخته هام رو - درحالیکه شدیدا وجودم بهشون وابسته بوده و هست- آگاهانه و به بهانه های پوچ و الکی خراب نمی کردم...

 الان به کجاها که نرسیده بودم...."

می گفت:

"همه چیز درست بود، همه چیز به من داده شد و خودم خرابش کردم. باز پشیمان شدم و مسیر رو طی کردم  و جلو رفتم و به جاهای خوبی هم رسیدم، اما درست وقتی که با کمی ادامه دادن به مرحله بعدی می رسیدم، به خاطر هیچ و پوچ و فقط به دلیل ناراحتی از اشتباهات گذشته به خاکی زدم. گفتم چند دقیقه دیگه دوباره پام رو تو مسیر محکم تر می کنم و راه می افتم؛ اما به دلیل ناراحتی و خسته شدن از درست کردن چندباره خرابکاری های خودم، اونقدر تو خاکی پیش رفتم که کلی از مسیرم دور شدم.

اینجا بود که با خودم فکر کردم چطور برای پیش رفتن تو جاده خاکی که نه مورد علاقه توست، نه ازش لذت می بری، نه نقطه اشتراکی باهاش داری، و نه باهاش موافقی (بلکه شدیدا هم باهاش مخالفی)، اینقدر پشتکار داری و با اینکه حوصله نداری جلو میری، اما تو مسیر خودت که وجودت بهش بسته است، اهدافت توشه، فقط توی اون مسیر معنی پیدا می کنی، از طی کردنش واقعا لذت می بری، از ته دل قبولش داری و رسیدن به همه علائق و تعلقاتت بسته به طی کردن اون مسیره، فقط به خاطر یه ذره ناراحتی یا بی حوصلگی، به بهانه درست کردن اوضاع از ادامه دادن سر باز می زنی و به جاده خاکی می زنی! اونم جاده خاکی ای که تجربه بدش رو داری و بارها ضررش رو کردی.

گذر زمان رو تو جاده خاکی و هنگام خراب کردن خوشبختی هات احساس نمی کنی، اما در طی کردن مسیر دلخواه خودت، حتی به اندازه چند روز هم صبر و پشتکار نداری که با ادامه دادن، نتیجه اش رو ببینی!

چاره اینه که ابتدا سریع اونچه قبلا داشتی رو دوباره و بهتر از گذشته بسازی، و بعد با همون سرعت راه رو ادامه بدی، اما این بار به جای ایراد گرفتن های بی مورد- و حتی با مورد- فقط ادامه بده و پیش برو.

این پشتکاری رو که خوب بلدیش و بارها تو جاده خاکی به کار گرفتیش، یک بار و برای همیشه تو مسیر اصلی و دلخواهت به کار بگیر"

بسیاری از شکست خوردگان زندگی، مردمانی هستند که هرگز درنیافته اند هنگامی که دست از تلاش کشیده اند چقدر به موفقیت نزدیک بوده اند...!