خط هدف

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد....

خط هدف

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد....

بایگانی

۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

چرا اینقدر بهونه میاری و به این در و اون در می زنی و وقت خودت رو با فرعیات و پوچیات پر می کنی؟

من خودم می دونم که علت همه ناراحتی هات و افسردگی هات و بیچارگی هات دوری از دانشگاهه..... مغز زندی تو، وظیفه تو، و خط پیشبرنده ای که در کنار اون به رشد انسانیتت می پزدازی همین دانشگاه رفتنه.

همیشه اصل مطلب رو بگیر تا بقیه پیامدها خود به خود در کنارش درست بشن و نظم بگیرند....

زندگی تو همین دانشگاه رفتنه (سایر اهداف مهمّت که جای خود....). بدون دانشگاه رفتن تو هیچی، یعنی خودت نیستی؛ و به هر جایی هم که در جوانب برسی، اونطور که باید تو پُر نیست و پیشرفتی در خط مسیر زندگیت رخ نداده؛ در اکثر مواقع خودت رو با پوچیات سرگرم می کنی و نهایتاً می بینی که هنوز به هیچ جا نرسیدی و کلی از واقعیت دوری و در دنیایی دور از آنچه باید زندگی می کنی....

تو خودت می دونی که هیچ چیز (جز سایر اهداف مهمّت) به اندازه دانشگاه رفتن برات مهم نیست.... همیشه می گفتی که اگه حتی چند هفته من از دانشگاه دور باشم، زندگی واقعیم تموم میشه و اصلاً برام قابل تصور نیست.... تو کسی نیستی که بین دانشگاه رفتنت فاصله بیفته. خوب طبیعیه که بعد از این همه سال الان چه فشار روحی رو داری تحمل می کنی و نفس کشیدن برات سخته و مدتهاست که از خود واقعیت دوری....

دیگه وقت تلف کردن با مسائل جانبی و حاشیه ها کافیه.... بچسب به اصل زندگیت، و به این  همه فشار روحی در این مورد پایان بده.... راه ومسیر و اهداف تو از زمین تا آسمون با دیگران جداست. وارد زندگی حقیقی خودت شو تا دوباره تو خط بیفتی.... و ادامه اهداف....

پس این همه ناراحتی رو به مسائل دیگه ربط نده، بدون که همه ناراحتی هات به دلیل اون مسأله اصلی: دوری از دانشگاهه. رو از سرگیری دانشگاه تمرکز کن؛ بذار دوباره بیای تو واقعیت، و زندگی واقعیت از سر گرفته بشه....