خط هدف

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد....

خط هدف

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد....

بایگانی

۸ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
حالا اصلاً به من ربطی نداره که این حرفا رو بزنم، اما:

اولین اثری که گناه نکردن برای انسان به ارمغان میاره،
آرامشیه که تو زندگی وارد میشه....

و چقدددددددر این آرامش برای همه ابعاد زندگی انسان- از کسب موفقیت ها و افتادن رو غلتک زندگی طبیعی و پربار و لذت بردن از هر چیز معمولی تو زندگی- مهمه، چیزیه که کسانی که این آرامش رو تجربه کردند، خوب می فهمند....

فرمول اینه:

- گناه رو از زندگیت بنداز بیرون و کمپلت کنار بذار....
-  شاد باش و از هر چیزی تو زندگیت لذت ببر....


همونطور که از اولش میگفتی، مشکل اصلی فاصله ایه که بین مراحل افتاده....
اگه فاصله نیفتاده بود، الان همه چیز رو روال بود و مثل همه ملت، حتی اگر اشتباهی هم بود، سطحی بود و مسیر رو به جلو بود و با بدترین اوضاع هم همه چیز سر جاش بود و انگیزه ها به طور بدیهی بالا بود و زندگی معنی داشت.... چون هنوز چیزی خراب نشده بود....

به هر حال تنها راه ممکن فقط یک مورده و اون: عمداً خطا نکردنه.... باید تو موقعیت های امتحان قرار بگیری و با خودت بگی که اشتباه نکردن من چه فرقی می کنه و من که دارم درجا میزنم و....، و با این وجود هر کاری بکنی که اون اشتباه رو نکنی و کم کم که نفست فهمید که واقعاً به این طرف راهی نداره و راه بسته است، مجبور میشی به اون سمت نرمال زندگی (که ملت همه توش هستند و تو هم یک زمانی تو اوجش بودی....) نگاه کنی و تازه بفهمی چه بلایی سر خودت آوردی و کمک بخوای و تازه حرکت کنی به سمت جهت اصلی....
این همه دور هستی از مسیر درست و موضع هدف و جایگاه اصلی و اولیه ات.... شوخی نیست.... فاصله زیاده.... و تنها راه هم همینه و بس....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  آفرین به کسی که همیشه تو زندگی حواسش بوده خودش رو از اوج شادی عمیقی که توشه بیرون نندازه....
شاد بودن (واقعی) یه نشونه از درست زندگی کردنه....
هر چیزی که مانع شاد بودنته یه آلارمه که یعنی داری راه رو اشتباه میری....
به قول بعضی افراد درست و حسابی، ما باید برای هر لحظه که شادِ شاد نیستم، به درگاه خدا توبه و استغفار کنیم.
.................
یکی از بچه ها که به لحاظ درسی نوعش رو قبول داشتم، میخواست برای فرصت بره آمریکا، اما اینقدر ویزاش دیر میاد که میره یه کشور غیر انگلیسی زبان اروپایی. یکی دیگه از رقبام هم چند وقت پیش یه کشور غیر انگلیسی زبان اروپایی رفته بود برای دوره دکترا، هر چند به نوعی مناسب تر میدید که می رفت یه جای دیگه.... با توجه به اینکه رقبای اصلی من هم مجبور شدند به اینجور کشورهای غیر انگلیسی زبان سفر کنند، دیگه حس خوبی نسبت به کشورهای غیر انگلیسی زبان اروپایی برای یه دوره چند ماهه دارم....