توهین به زنان..
هر جایی هر مذکری (به جز افراد اندکی که از آستانه بسسسیار بالایی از انسانیت عبور کرده اند..) راجع به مؤنث ها و یا جنسیت ها اظهار نظری کرده و مؤنث ها رو توصیف کرده، حتماً حتماً حتماً به مؤنث ها توهین کرده.. حتی اگر ظاهراً قصد تعریف از مؤنث ها رو داشته باشه..
کلاً مذکر به دلیل ظاهربینی شدید و جزء نگری ای که داره، درکی از باطن نداره (منظور درک انسانی نیست، فقط ویژگی های جنسیتی مذکر منظوره).. این درحالیه که مؤنث، مصداق باطنه و هر چند ظاهرش هم پر از نکات مثبته، اما اصل فضائلش که بر مذکر برتری (در دنیای جنسیت ها و نه به لحاظ انسانی) ایجاد میکنه، باطنشه..
چطور متوجه شدند که اگر زن یا دختر یا ننه شون :)) رو جلوی دیگران ظاهر کنند، کار خیلی زشتی کردند، چون مؤنث موجود باطنیه..، اما متوجه نمیشن که اگر کسی مؤنث ها رو فقط با ویژگی های ظاهری توصیف کنه، توهین کرده به مؤنث ها؟!
اصل مؤنث، باطنشه، و این نهایت توهین به مؤنث هاست که کسی باطن رو نبینه و بخواد مؤنث رو توصیف کنه..
در واقع، دو تا ویژگی مهم در مؤنث ها هست که چون مذکر اطلاعی ازش نداره، خود به خود (حتی بدون قصد و غرض) توهین میکنه..:
_ مؤنث یک موجود جامع و کامل نسبیه و چیزی حدود 99 درصد امور جهان رو به تنهایی میتونه راه بندازه.. اگر تو بخش هایی خودش رو کنار میکشه، به این دلیله که به نوعی شأن و شخصیتش زیر سؤال میره.. اینطور نیست که مثل مذکر فقط در یه سری امور خوب باشه.. مذکر برای امور ابزاری و ظاهری صرف کاربرد داره..
_ مؤنث یک موجود ابتدا به ساکن کامله.. مذکر تازه داره تلاش میکنه که با امکاناتی که وجود داره، به سطحی برسه که مؤنث از اول اونجا قرار داشت (به لحاظ ویژگی های جنسیتی.. وگرنه همه انسان ها باید تلاش کنند و به جایی برسند..). فعلاً بیشتر توضیح نمیدم..
مذکر یه موجود شدیداً ظاهربینه و به همین دلیل هم در درک مسائل مختلف، همیشه عقب تر از مؤنث هاست و.. که نمیخوام وارد این بحث بشم.. مذکر به هر جایی از انسانیت هم که برسه، هر چقدر هم که بالا باشه، باز هم تا وقتی که از آستانه بسیار بسیار بالایی از انسانیت بالاتر نره و عبور نکنه، فهم لازم رو در خیلی مسائل باطنی و در رأس اون، فضائل مؤنث ها به دست نمیاره.. البته همونطور که گفتم، اندک افرادی استثناء هم داریم که از آستانه بینهایت بالایی از انسانیت عبور کردند و انسانیتشون بر جنسیتشون غالب شده و دیگه ضعف های جنسیتی مذکر رو در فهم و درک باطن ندارند..اما عده این افراد در هر دوره ای زیاد نیست و هر کسی از این آستانه به راحتی رد نمیشه.. پس مذکر درست، کسیه که پاشو از گلیمش درازتر نمیکنه و اصلاً راجع به چیزی که نمیدونه، اظهار نظر نمیکنه (مثل خیلی از مذکرهای معمولی و بی ادعا که اصلاً نمیدونند و نمیشناسند و نظری نمیدن، و یا بعضی از کسانی که با اینکه در خیلی از مسائل، علم و انسانیت بالایی دارند، اما حد خودشون رو در مسائلی که به لحاظ مذکر بودن فهمی از اون ندارند، میشناسند).. اما یه عده که زیاد هم هستند در کشور، فکر میکنند چون به لحاظ انسانی به جای نسبتاً بالایی رسیدند و یه سری اطلاعات راجع به مسائل مختلف دارند، مجازند راجع به جنسیت ها و مخصوصاً مؤنث ها که موجودات باطنی هستند، نظر بدند! و این نظراتشون، از دید مؤنث ها 100درصد غلط و خنده داره.. و البته توهین آمیز..
پ.ن. مشکل یک سری مذکرهای میکروفون دار و صدا بلند جامعه اینه که یه طوری حرف میزنند انگار که مذکر هیچ ضعفی در رابطه با مسائل اجتماعی و اداره جامعه نداره! و یه موجود کامله! انگار که مذکر، هم توانمندی های کاملی داره که به جنسیتش برمیگرده! و هم توانمندی های مؤنث رو داره (البته به جز ظرافت و لطافت و عاطفه! و حیا و سایر مسائلی که خودشون از ظاهر مؤنث میشناسند و راضی هستند به اینکه مؤنث اینها رو داشته باشه و خودشون نداشته باشند).. و برعکس، برای مؤنث یه سری کمبودها! رو قائلند.. در واقع مشکل اینه که این قبیل کارشناسان صدا بلند جامعه، متوجه نیستند که مسأله کاملا برعکسه.. این مؤنثه که یک موجود جامع نسبیه و مذکر پر از محدودیت ها (در مسائل باطنی جانبی) و ناکارامدی هاست.. مؤنث میتونه به تنهایی جامعه رو اداره کنه و اصلاٌ به ذهنش خطور نکنه مذکری لازمه و نهایتاً مذکر رو برای امور ابزاری و خدماتی به کار بگیره.. (دیگه اینجا جاش نیست که توضیح داده بشه که اگر مؤنث کاری رو انجام نمیده، برای حفظ شأن و جایگاهش هست)..
مسأله اینجاست که این مذکرهای صدا بلند جامعه متوجه نیستند که مذکر مسأله قابل افتخاری نداره (در مقایسه با مؤنث).. بلکه مذکر یه موجود خدماتی ابزاریه و هر ویژگی ای هم که داره، زیرمجموعه کار خدماتی حساب میشه و قابل فخر فروشی! نیست.. دیگه توضیح نمیدم که افتخارات مذکر، همون کسر شأن های مؤنثه.. هر قابلیتی که مذکر داره، نه تنها کسر شأن مونثه، چون کار خدماتی و ابزاریه، بلکه به این دلیله که اون کار به جزء نگری نیاز داره و مذکر هم مغزش برای تحلیل جزئیات (در کارهای ابزاری و حاشیه ای) ساخته شده.. در مقابلِ مؤنث که موجودی کل نگره و برای تاثیرگذاری و تسلط بر انسان و بالاکشیدن افراد آفریده شده.. مونث هم اون کارهای ابزاری رو میتونه عالی انجام بده.. حتی در بُعد انگیزه و اراده عمل، مونث خیلی بهتر اون کارو انجام میده به شرط اینکه افتخاری توی اون کار ببینه.. اما نیاز به جزء نگری و ابزاری بودن اون کار، مذکر رو (که ویژگی های خلاف انسانی رو بیشتر داره) مناسب تر برای اون کار خدماتی ابزاری میکنه.. اما این کارشناسان مذکر، یه طوری حرف میزنند که انگار در این مسائل سطح پایبن یا نهایتا خنثای مذکر، افتخاری هست!.. و هیچ وقت اشاره نمیکنند که مؤنث چه ویژگی ای در مقابل این ویژگی مذکر داره.. مثلا مؤنث چون کل نگره و جهتش به سمت بالا و هم راستای انسانه، به درد کارهای سطح پایین و جزءنگرانه و خدماتی نمیخوره.. (البته میتونه عالی انجامش بده، اما کسر شانشه..). هیچ وقت نمیگن که مذکر، چی رو نسبت به مؤنث کم داره که باید رشد کنه و به دست بیاره..
اینها ضعف های مذکر رو به عنوان نقطه قوتش میبینند (خب تا اینجا اشکال نداره، چون میشه مثبت دید و هر کسی دوست داره فکر کنه مهمه..) و نقاط قوت مؤنث رو به عنوان ضعف و کمبود میبینند!! (که این دیگه قابل تحمل نیست و لازمه یه مؤنثی بیاد جوابشون بده..)
خب دلیل این همه اشتباه این قبیل صدابلندهای جامعه اینه که اطلاعات کافی ندارند.. کلاً مذکر اطلاعات لازم رو در رابطه با باطن مؤنث نداره.. و اولویت ها، دغدغه ها، و دنیای سطح بالاتر و باطنی مؤنث رو نمیشناسه.. یه دلیلش هم اینه که هیچ مؤنثی احساس وظیفه نکرده که بیاد ایرادات و اشکالات این افراد رو راجع به توصیفشون از مؤنث ها بهشون گوشزد کنه و یادشون بده و یا اعتراضی داشته باشه.. مردم فکر مسائل مهمتری هستند و همین هم درسته.. اما به هر حال، این مشکل وجود داره و مذکر کوته فکر جاهل (به جز یه سری افراد که یا سطحشون خیلی بالاست و یا سکوت میکنند و حد مذکرانه خودشون رو میشناسند و اظهار فضل در مسائل باطنی جانبی ندارند) حالا حالاها به حقایق (آفرینشی) راجع به مؤنث ها و جامع بودنشون نسبت به مذکر آگاه نخواهد شد.. مشکل اینجاست که تویی که اطلاعات کافی نداری، چرا اصرار به صحبت راجع به این مسائل داری؟؟ چرا حد خودت و ضعف های خودت رو در شناخت باطن (مسائل باطنی جانبی، و نه اصل انسانی) نمیشناسی؟
این مسائل باعث شده که همه چیز برعکس جلوه داده بشه.. همه سوالات و ابهاماتی که راجع به مؤنث هست، باید راجع به مذکر باشه.. باید پرسید آیا مذکر صلاحیت داره که تو این مسأله در جامعه دخالت کنه؟ آیا توان پرداختن به و صحبت راجع به فلان مسأله سطح بالای باطنی که مؤنث بهتر بلد هست رو داره؟؟
این تا حدی طبیعیه که مذکر به دلیل ظاهری بودن، فرصت تمام کردن همه چیز به نفع خودش و نادیده گرفتن ضعف های خودش رو داشته.. و مؤنث به دلیل باطنی بودن و سکوت کردن و مسکوت بودن، قرار نیست جامع تر بودنش نسبت به مذکر (در همه مسائل) تا اطلاع ثانوی شناخته بشه.. اما این واقعاً فاجعه است که کسی ضعف های مذکر رو در فهم و درک باطن مسائل (مسائل باطنی جانبی، و نه انسانی) به روی مذکر نیاره و متوجهش نکنه که مؤنث در فهم این مسائل، خیییلی جلوتر از توست، چه برسه به اینکه بخوای خود مؤنث رو که موجودی پنهان و رازآلود برای توی مذکر، و با فهم بیشتر در باطن هست، رو توصیف کنی..
- ۰۳/۰۴/۱۶